أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

320

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

بود كه درجه شهادت ببرد او را بقتل آوردند « 179 » و ختم سعادت او را حاصل گشت و او را دفن كردند در محلهء كه معروفست بوى و ميگويند كه قبر او پنهان بود و هيچكس نميدانست تا روزى كه

--> - بدون شك استنادا بفارسنامهء ناصرى آن را به پهندز بازاء معجمه تصحيح كرده‌اند با وجود اينكه در نسخهء موزهء بريطانيه كه اقدم نسختين اساس طبع ابن البلخى است و نسخهء ديگر يعنى نسخهء پاريس فقط سوادى از آنست اين كلمه صريحا بهندر با راء مهمله مكتوب است ( رجوع شود بص 166 حاشيهء 3 از ابن البلخى ) . تا اينجا صحبت از املاى نام اين قلعه بود اما موقعيت آن چون مرحوم فرصت شيرازى در كتاب « آثار عجم » از همه‌كس بهتر وصف مشبع مفيدى ازين قلعه نموده و بنقل خلاصهء مسطورات وى ذيلا اكتفا ميكنيم ، در ص 416 - 418 از كتاب مزبور متن و حاشيه گويد : « قلعه بندر » قلعهءايست در سمت شرقى شيراز بمسافت كمتر از ميلى و باغ دلگشا . در پايهء آن قلعه واقع شده و آن قلعه را قهندز نيز گويند بضم قاف و كسر دال و آن معرب كهن‌دز است بمعنى قلعهء كهن و اين اسم عام است براى هر قلعهء كهنهء چنان كه در بلاد ديگر هم قلعه‌هائى هست كه آنها را قهندز مينامند ، و قلعهء مذكوره را فهندز بفتح فاء نيز نوشته‌اند ، بهرصورت مانعة الجمع نخواهد بود كه هم قهندز باشد عموما و هم فهندز خصوصا اما در اين اوقات بقلعه بندر اشتهار دارد و بندر جائى را گويند كه محل صدور و ورود تجار باشد و بيشتر لب دريا را گويند . و معروف است كه قلعهء بندر وقتى اطراف آن تا بمسافتى آب بوده كه بكشتى عبور مىنموده‌اند ولى حقيقت آن معلوم فقير نشده [ اين وجه‌تسميهء قلعهء بندر به كلى عاميانه و واهى است و منشأ آن جهل بنام اصلى قديمى اين قلعه است كه چنان كه سابق گفتيم پهندر بوده و سپس بكثرت استعمال پهندر - پندر - بندر شده است - ناشر ] و آن كوهى است طبيعى ارتفاع چندانى ندارد و يكطرف آن دامنه‌دار است و منتهى بصحرا مىشود و اطراف ديگرش اتصال بكوه ديگر دارد ولى جوانب آن را از سنگ گچ برج و بارو ساخته بوده‌اند كه از يورش دشمن مصون ماند ، اكنون از آن سدها جز آثارى باقى نيست و بر سر آن كوه كه وسط قلعه باشد چاهى است بسيار عميق مربعا حفر شده كه چهارده ذرع دور دهن آنست و عمق آن را قريب يكصد ذرع يافتم و آب ندارد و اگرچه الحال بىآبست ولى معلوم است كه آب داشته زيرا كه اطراف آن چاه آثار حوض و منبع كه از صاروج و آجر ساخته بوده‌اند مىباشد ، و نسوان فاحشهء مقصرهء واجب القتل را در آن برده مىافكنند ، و دو چاه ديگر در آن قلعه هست ولى قطر آنها كمتر است از چاه مذكور » انتهى ، - و مرحوم سر پرسى سايكس انگليسى در سفرنامهء خود موسوم به « ده هزار ميل در ايران » ( ترجمهء فارسى ج 2 ص 162 ) در خصوص اين قلعه گويد : « آثار قلعهء بزرگى نيز موسوم بقلعهء بندر در اين شهر [ يعنى شيراز ] ديده مىشود كه داراى دو چاه عميق سنگ‌آهكى است و تا اين اواخر هر زنى را كه در حين ارتكاب زنا دستگير ميكردند در يكى از آنها مىافكندند ، اين قلعه محققا قبل از ظهور اسلام بنا شده زيرا حجاريهاى آن تقريبا نظير حجاريهاى مرودشت است » ، - ( حاشيه علامه قزوينى ) . ( 179 ) - مد : او را قتل كردند .